الوصف
مادربزرگ وقتی فهمید پیر شده، به من گفت از مردن میترسد. نه از خود مرگ، که انگار مثل خواب یا سفر است، بلکه چون میدانست خدا را رنجانده، چون موهبتهای خیلی زیادی در دنیا به او داده و او احساس خوشبختی نکرده بود، و برای همین خدا میتوانست از سر تقصیرش بگذرد. اما قبل از رفتن به جهنم، باید سر این موضوع با خدا حرف میزد، آنوقت برایش میگفت که اگر آدمی با ویژگی خاصی بیافریند، دیگر نمیتواند از او انتظار داشته باشد مثل دیگران با او رفتار کند. با همهی توان، خودش را متقاعد میکرد که این زندگی بهترین زندگی ممکن است، نه آن زندگی هیجانانگیزی که اشتیاق و آرزویش را داشت.
تفاصيل الكتاب
تنسيق
غلاف ورقي
صفحات
120 صفحات
لغة
الفارسية
منشور
Jan 1, 2023
الناشر
ماهی
الطبعات
44 طبعات
رقم ISBN-10
9642093871
رقم ISBN-13
9789642093878