Beschreibung
این مجموعه نخستین بار در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ۱۳۹۴ به مخاطبان عرضه شد
مترجم در مقدمه ی این اثر نوشته است:« غاده السمان، پس از درگذشت همسرش دکتر “بشیر داعوق”، بسیار افسرده شد. دفتری که پیش رو دارید، پس از این حادثه سروده شده است. در این اشعار، غربت، با تلخی تمام، این شاعر حساس را در برگرفته است. او که پس از جنگ های خانمان برانداز داخلی لبنان، با بسیاری از آوارگان به پاریس رفت، اکنون غربت را در سرزمین بیگانه بیشتر حس می کند. گویی همسرش، در حکم وطنش سوریه و لبنان بود که چون درگذشت، او آوارگی و دوری از وطنش را با ذره ذره ی وجودش ادراک کرد.»
او در ادامه نوشته است: «غاده السمان در این مجموعه که در سال ۲۰۱۱ برایم فرستاده اوضاع سرزمین های عربی خاورمیانه را این گونه ترسیم می کند:
من در حالی زاده شدم
که در دهانم گلوله ای آغشته به خون قرار داشت.
نخستین بالش من، نارنجکی دستی بود،
و اسباب بازی ام مسلسل کلاشینکوف.
امروز، پرچم سفید بلند می کنم، برای آتش بس
یکی برای خودم و یکی برای وطنم
آتش بسی که برهه ای کوتاه بپاید: هزار و یک سال.»