انسان و سمبولهایش
Noch keine Bewertungen
در سال 1964 کارل گوستاو یونگ با قبول دو شرط برای نگارش کتاب «انسان و سمبولهایش» دست به قلم شد. شرط اول وی برای نگارش کتاب این بود که باید، کار گروهی و محصول کوشش جمعی از همفکران صادقش باشد و دوم اینکه مشکلات احتمالی و حل آنها در خصوص چاپ کتاب به «فریمن» واگذار شود. یونگ و همکارانش در این اثر به بررسی تاثیر نمادها بر شخصیت و روان انسان پرداختند. وی در این کتاب به نقش فرهنگ و اساطیر هر ملت در شخصیت افراد تشکیلدهنده آن جامعه میپردازد و مفهوم کهن الگو را مطرح میکند. یونگ بر این باور بود که همه انسانها، فارغ از هر آیین و مذهبی در ضمیر ناخودآگاه مشترکی سهیم هستند و از نمادها و سمبولهای مشابهی استفاده میکنند که هر دو جنبه والا و پست حیات روانی را دارا هستند. یونگ و پیروان روانشناسی تحلیلی بر این عقیدهاند که روح و روان انسان به صورت ناخودآگاهی با کهن الگوها پیوند خورده و به کمک این کهن الگوها میتوان بیماریهای روحی و روانی را درمان کرد. کتاب «انسان و سمبولهایش» متشکل از پنج فصل است که فصل اول آن به کوشش یونگ و چهار فصل بعدی به کوشش ماری لویزفون فرانتس، جوزف ال. هندرسن، آنیه لایافه، و یولانده یاکوبی تهیه و تنظیم شده است.