Beschreibung
آذرداد هم در میانهی این آشوب زندگی میکند. او آخرین انسانِ «هیولا» است. در درهسار، گاهی انسانها یا حیوانهایی به دنیا میآیند که رنگِ پوست یا موهایشان متفاوت است و مردمِ درهسار آنها را هیولا مینامند. هیولاها میتوانند ذهنِ دیگران را در اختیار بگیرند.
آذرداد دوست ندارد از قدرتش استفاده کند و ذهن دیگران را بازی بدهد. اما شاه ناش برادرش را بهسراغِ او میفرستد تا او را به دربار بیاورد. شاه میداند که توطئهای پیچیده برضد او در کار است. آذرداد وقتی به دربار میرسد میفهمد که قدرتش حتی از آنچه تصور میکرد بیشتر است و بهراستی میتواند درهسار را نجات بدهد. اما میترسد خودِ او هم مانند پدرش هیولایی بیرحم و آزارگر بشود.