Beschreibung
انتخابات سیاسی جادوگران در پیش است و اقلیتها نیاز به یک مهره دارند. اگر لاک بپذیرد که نقشش را در بازی ایفا کند، از جادو برای بیرون کشیدن زهر از بدنش استفاده خواهد شد، هرچند این فرایند چنان طاقتفرساست که شاید او در حین آن آرزوی مرگ کند. لاک مخالف است، ولی دو عامل ارادهاش را خرد میکند: لابههای ژان و اشارۀ جادوگر به زنی از گذشتۀ لاک، سابیتا. او عشق زندگی لاک است و در استعداد و هوش با او برابر، و اکنون هم هماوردش شده است.
لاک از همان اولین لحظهای که یک یتیم و دزد خردسال بود و چشمش به سابیتا افتاد، دل به او باخته است. ولی پس از یک معاشقۀ پر آشوب، سابیتا جدا شده است. اکنون هنگام برخورد ارادهها قرار است باهم تجدید دیدار کنند. لاک برای روبهرو شدن با تنها کسی که هم در عشق و هم حقهبازی با او برابر است باید بین جنگ با سابیتا، یا عشقورزی به او یکی را انتخاب کند. تصمیمی که شاید زندگی هر دوشان به آن وابسته باشد.