Buchdetails
Beschreibung
مردم فریاد میزدند و هوار میکشیدند: «ما حکومت دینی میخوایم! ما نمیخوایم خارجیها بر ما حکومت کنن. ما این حاکمان بیدین و لامذهب رو قبول نداریم، ما حکومت دینی میخوایم!» روزها از پی هم میگذشت، پژواک صدای کسانی که مدام فریاد میزدند ما اینو نمیخوایم، ما اونو نمیخوایم، در گوش خیابانها پیچیده بود. تا این که یک روز در بحبوحهی جیغ و فریادها، شلیک کرکنندهی تفنگها و شعارهای بیامان اینو نمیخوایم، اونو نمیخوایم، خبر ورود قریبالوقوع ارتش مستقل ملی در شهر شایع شد و همچون تندر و آتش سراسر شهر را فرا گرفت. شعارهای نمیخوایم، نمیخوایم در دهانها فرو خشکید، مردان چکمهپوش پراکنده و متفرق شدند و دیگر صدای شلیکی از تفنگها برنخاست؛
از متن کتاب