شاهد
Noch keine Bewertungen
Apr 1, 2014
·
Persisch
·
Taschenbuch
(242 Seiten)
Format
Taschenbuch
Seiten
242
Sprache
Persisch
Veröffentlicht
Apr 1, 2014
Verlag
نیلوفر
ISBN-10
9644483650
ISBN-13
9789644483653
رمان با سوت کشتی آغاز میشود و مسافری دورافتاده از دیگران که چشم دوخته بر کف کشتی، خاطرهای از کودکی را که بارها برایش نقل کردهاند به یاد میآورد و این به عقب رفتن ذهن بیاینکه در آغاز به آنچه باعثش بوده اشارهای شود، اتفاق میافتد و چند سطر بعد و پس از تمام شدن فلاشبک است که میفهمیم عامل تداعی چه بوده است: «… بارها برایش این را تعریف کرده بودند. وقتی هنوز بچه بوده است -شاید ۲۵ یا ۳۰ سال پیش از این- یک قوطی مقوایی بزرگ داشته است، یک قوطی کهنه کفش که در آن تکههای نخ و ریسمان جمع میکرده است. هرچه را دم دستش میآمده جمع نمیکرده است چون نه از نمونههای نخ و ریسمان نامرغوب خوشش میآمده و نه از نخهای کارکردهای که ضایع شده یا چروک خورده یا ریشریش شده باشد. هر تکهای را هم که خیلی کوتاه بوده و دیگر به هیچ کاری نمیآمده دور میانداخته است. این یکی حتما به درد میخورد. یک تکه ریسمان کتانی بینقص بود که با دقت آن را به شکل هشت پیچ و تاب داده و چندتا مارپیچ اضافی هم روی گره انداخته بودند. ظاهراً طولش هم زیاد بود: دستکم یک متر یا حتی دو متر، حتما کسی پس از آنکه آن را به هم پیچانده بود تا بعدا به کار ببرد یا حتی در مجموعهاش بگذارد از روی سهو دور انداخته است. ماتیاس خم شد تا آن را بردارد.»
Romantik
Mystery
Krimi