Buchdetails
Beschreibung
مرگ به اشکال گوناگونی پا به آن سرزمین گذاشته بود، اما این بار چارلز بروفیِ زمینشناس که سالها با حیاتوحش آن سرزمین دست و پنجه نرم کرده بود، آمادهی تقابل با سرنوشت غیرعادی و مرموزی که انتظارش را میکشید، نبود. چهار اسب سورتمهکش که ابزار زمینشناسی را حمل میکردند، ناگاه با پوزههای رو به آسمان، از سرعت خود کاستند. بروفی از سورتمه پایین پرید و پرسید: چه اتفاقی افتاده، بچهها؟ از خلال ابرهای پارهپاره، هلیکوپتر باری نظامی، با گذر از کوههای یخی، رخ نمود. بروفی با خود گفت: «عجیبه. هیچوقت تو این نقطهی قطب شمال، هلیکوپتری ندیده بودم.» هلیکوپتر در سی متری او بر زمین نشست و غباری از ذرات برف را به هوا فرستاد. سگها عصبی و وحشتزده پارس کردند... ؛