Descripción
داستان کوتاه ایرانی
از متن کتاب:
من سه تا اسم دارم. نمیدونم از کدومشون بیشتر خوشتون میاد. از هر سه شون متنفرم. راستش
از همون موقع که تو یه بادکنک داخل رحم مادرم مشغول شنا بودم، از شنیدن این اسمها حرص میخوردم، سرم گیج میرفت و دل آشوب میشدم، درست مثل اونایی که توی کشتی حالشون خراب میشه. این بود که همون تو دنبال راه چاره ای میگشتم تا یه جوری حالیشون کنم این قدر منو حرص ندن، راه حلی که پیدا کردم، لگد زدن اعتراضی بود. به این صورت که...
از متن کتاب:
من سه تا اسم دارم. نمیدونم از کدومشون بیشتر خوشتون میاد. از هر سه شون متنفرم. راستش
از همون موقع که تو یه بادکنک داخل رحم مادرم مشغول شنا بودم، از شنیدن این اسمها حرص میخوردم، سرم گیج میرفت و دل آشوب میشدم، درست مثل اونایی که توی کشتی حالشون خراب میشه. این بود که همون تو دنبال راه چاره ای میگشتم تا یه جوری حالیشون کنم این قدر منو حرص ندن، راه حلی که پیدا کردم، لگد زدن اعتراضی بود. به این صورت که...
Detalles del libro
Formato
Tapa blanda
Páginas
112 páginas
Idioma
Persa
Publicado
Jan 1, 2014
Editorial
نشر مرکز
ISBN-10
9643059928
ISBN-13
9789643059927