Descripción
یک روز خورشید وقتی از پشت کوه سر زد هوس کرد به جای گردش تو هفت آسمان یک بار هم به زمین برود و ببیند آنجا چه خبر است. خوش خوشک آمد پایین تا به سنگ و گیاه و درخت و آبشار رسید. پرنده ها، سنجابها، گوزنها و … با ترس به او خیره شدند. اما او به همه جا می غلتید و می گذشت و به همه لبخند می زد. بالاخره به روستایی رسید و مشغول دیدن خانه ها، باغها و کشت و آسیاب روستا شد که دست بر قضا، توی یک باغ، همان طور که سر به هوا می رفت، افتاد تو یک چاه بزرگ که زیر پاش دهن واکرده بود. آیا کسی بود که خورشید را از چاه بیرون بیاره و اونو برای خودش تنها نخواد؟ آیا او می توانست از دست حرص و طمع آدمها نجات پیدا کنه؟ راستی خورشید چگونه دوباره به آسمان برگشت؟
Detalles del libro
Formato
Tapa blanda
Páginas
23 páginas
Idioma
Persa
Publicado
ene. 1, 1978
Editorial
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان