جزئیات کتاب
فرمت
جلد نرم
صفحات
147
زبان
فارسی
منتشر شده
Jan 1, 1997
ناشر
پرسش
ISBN-10
9649045317
ISBN-13
9789648687125
توضیحات
بدون شک «دجال»او همان گونه که خود نیز می گوید کتابی است برای چشم باز کردن ، دوباره دیدن ، دوباره خواندن و به عبارتی بازسنجی تمامی ارزش هایی که سال های طولانی حقیقت می پنداشته ایم!
نیچه تهدیدی را از جانب مسیحیت در می یابد ...تهدیدی که در مقابل ابر انسان نیچه قد علم میکند،رعب و وحشت می آفریند و تسلیم شدن در برابر آن،تباهی انسانیت را به همراه دارد! از دیدگاه او ، این تباهی گرفتار نوع آدمی میشود؛نظیر پاسکال –فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی-که باور کرده بود خردش به دلیل گناه موروثی تباه شده است.در حالی که نیچه می پندارد که خود مسیحیت او را تباه کرده است!
نیچه میکوشد در دجال خود،مقدمات بیگانگی انسان با خواسته ها و حقایق زندگی اش را به روشنی نشان دهد.او انسان را ترغیب می کند به این که به انسانی آفرینشگر و به عبارتی به انسانی ایده آل یا ((ابر انسان))تکامل یابد...خود را بسازد...ماهیت بخشد و از تباهی رها سازد.آدمی نیاز به ژرف نگری و چشمانی بیناتر برای رسیدن به ارزش های والای انسانی دارد اما...انسان امروزی تباهی را دریافته و با این حال تمام امور به همان روال گذشته است! و ....
دجال را باید خواند...باید با نگرشی جدید زیست...زمان ، زمانِ بازسنجی تمامی ارزش هاست!
عبارت دجال در عهد جدید چندین بار تنها در رساله یوحنا آمدهاست. و مقصود کسی است که با مسیح مقاومت یا ضدیت میکند. و مدعی آن باشد که خود در جای مسیح است.
مسيحيت را دين ترحم مينامند. ترحم در تضاد با تحريکهاي قدرت، بخشي ا ست که نيروي احساس زندگي را ميافزايد، يعني افسردگي ميآورد. با هر ترحمي نيرويي از دست ميرود. نگارنده اشاره ميکند که اخلاق و دين درمسيحيت هيچ وجه مشترکي با واقعيت ندارد، يکسره دلايلي کاملا ذهني و تاثيرات ذهني (گناه، رستگاري، رحمت، جزا و بخشش گناه) است و برآيندي است بين ماهيتهاي ذهني (خدا، ارواح، جانها)، علوم طبيعي ذهني، روان شناسي ذهني و حکمت الهي ذهني. با اين مقدمه، نويسندهي کتاب که آفرينندهي آثاري مهم و انديشههاي وي داراي تفسيرهاي گوناگوني است و هم چنين موضوع آثار وي نقد اخلاق است و چندين اثر دراين زمينه عرضه کرده است، نوشتار حاضر را با هدف نقد مسيحيت و عرضهي تعريفي صحيح از اصول مسيحيت تدوين کرده است. کتاب داراي شرح مفصلي دربارهي فريدريش ويلهلم نيچه است. سپس متن کتاب ذکر شده، پيش گفتار مترجم و پايان بخش کتاب «نيچه در آيينه انديشهي ايرانيان» است .
نیچه تهدیدی را از جانب مسیحیت در می یابد ...تهدیدی که در مقابل ابر انسان نیچه قد علم میکند،رعب و وحشت می آفریند و تسلیم شدن در برابر آن،تباهی انسانیت را به همراه دارد! از دیدگاه او ، این تباهی گرفتار نوع آدمی میشود؛نظیر پاسکال –فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی-که باور کرده بود خردش به دلیل گناه موروثی تباه شده است.در حالی که نیچه می پندارد که خود مسیحیت او را تباه کرده است!
نیچه میکوشد در دجال خود،مقدمات بیگانگی انسان با خواسته ها و حقایق زندگی اش را به روشنی نشان دهد.او انسان را ترغیب می کند به این که به انسانی آفرینشگر و به عبارتی به انسانی ایده آل یا ((ابر انسان))تکامل یابد...خود را بسازد...ماهیت بخشد و از تباهی رها سازد.آدمی نیاز به ژرف نگری و چشمانی بیناتر برای رسیدن به ارزش های والای انسانی دارد اما...انسان امروزی تباهی را دریافته و با این حال تمام امور به همان روال گذشته است! و ....
دجال را باید خواند...باید با نگرشی جدید زیست...زمان ، زمانِ بازسنجی تمامی ارزش هاست!
عبارت دجال در عهد جدید چندین بار تنها در رساله یوحنا آمدهاست. و مقصود کسی است که با مسیح مقاومت یا ضدیت میکند. و مدعی آن باشد که خود در جای مسیح است.
مسيحيت را دين ترحم مينامند. ترحم در تضاد با تحريکهاي قدرت، بخشي ا ست که نيروي احساس زندگي را ميافزايد، يعني افسردگي ميآورد. با هر ترحمي نيرويي از دست ميرود. نگارنده اشاره ميکند که اخلاق و دين درمسيحيت هيچ وجه مشترکي با واقعيت ندارد، يکسره دلايلي کاملا ذهني و تاثيرات ذهني (گناه، رستگاري، رحمت، جزا و بخشش گناه) است و برآيندي است بين ماهيتهاي ذهني (خدا، ارواح، جانها)، علوم طبيعي ذهني، روان شناسي ذهني و حکمت الهي ذهني. با اين مقدمه، نويسندهي کتاب که آفرينندهي آثاري مهم و انديشههاي وي داراي تفسيرهاي گوناگوني است و هم چنين موضوع آثار وي نقد اخلاق است و چندين اثر دراين زمينه عرضه کرده است، نوشتار حاضر را با هدف نقد مسيحيت و عرضهي تعريفي صحيح از اصول مسيحيت تدوين کرده است. کتاب داراي شرح مفصلي دربارهي فريدريش ويلهلم نيچه است. سپس متن کتاب ذکر شده، پيش گفتار مترجم و پايان بخش کتاب «نيچه در آيينه انديشهي ايرانيان» است .