Détails du livre
Format
Livre audio
Longueur
0h 3m
Langue
Persan
Publié
Jan 1, 2005
Éditeur
رادیو فرهنگ
Description
آبی، کارآگاه خصوصی و ماهر، از طرف «سفید» مأمور میشود که شخصی به نام «سیاه» را زیر نظر بگیرد و هر هفته گزارشی از کارهای او تنظیم کند و برای سفید بفرستد. آبی در روند مأموریت خود رفتهرفته درمییابد که با پروندهای غیرعادی روبهرو است.
آقای «آبی» کارآگاهی خصوصی است که مسئولیت تعقیب و زیر نظر گرفتن آقای «سیاه» را به عهده میگیرد.
آقای سفید که این کار را به او پیشنهاد داده است، آپارتمانی را در اختیار او میگذارد تا از آنجا به خانهی «سیاه» تسلط داشته باشد و او را ببیند.
آقای آبی به تماسی کوتاه با خانم آبی آینده اکتفا میکند و دیگر با او تماسی نمیگیرد. هر روز سیاه را زیر نظر میگیرد و تک تک حرکات او را به سفید گزارش میدهد. البته کمکم از این کار خسته میشود، زیرا کاری غیرعادی از سیاه نمیبیند.
روزی در خیابان با خانم آبی آینده روبهرو میشود و او را همراه مرد دیگری میبیند. زن بهمحض دیدن آبی، دچار خشم دیوانهواری میشود و به او حمله میکند. مرد همراه، زن را که دیگر خانم آبی آینده محسوب نمیشود، از آنجا دور میکند. آبی دچار خشم و اندوه میشود و حق را به زن میدهد.
مدتی بعد آبی با هیأتی مبدل، برای ارتباط بیشتر با سیاه، به جلوی ساختمان محل اقامت او میرود، خودش را گدایی پیر جامیزند و سیاه به او کمک میکند.
در دومین برخوردشان سیاه کنار او مینشیند و ساعتها با هم صحبت میکنند. آبی تصمیم میگیرد که در گزارشش به سفید از این جریان صحبتی به میان نیاورد. وقتی سفید در جواب به او مینویسد که: «چرا دروغ میگویی؟» شک آبی دربارهی ارتباط سیاه و سفید با هم و متحد بودنشان به یقین تبدیل میشود.
در برخورد بعدی با سیاه، آبی خود را نمایندهی فروش بیمه معرفی میکند و سیاه خود را کارآگاه خصوصی سیاه میگوید که مدتی است کسی را زیر نظر دارد و تعقیب میکند.
* دربارهی کتاب:
رمان ارواح دومین داستان از «سهگانهی نیویورک» مجموعهی سه رمان از نویسندهی پستمدرن آمریکایی است که بین سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ منتشر شد. هر یک از این سه رمان، داستان جنایی و شخصیتهای مجزایی دارند و فقط بهسبب مکان مشترکشان، این سهگانه را تشکیل دادهاند. این سه رمان عبارتاند از: «شهر شیشهای»(۱۹۸۵)، «ارواح»(۱۹۸۶) و «اتاق دربسته»(۱۹۸۷).
موقعیتهای خلاقانهای که «پل استر» در روند داستان ارواح پیش میگیرد؛ کارآگاه خصوصی را نهتنها بهعنوان مغزی متفکر و آگاه مطرح نمیکند (تا مشابه داستانهای کارگاهی-پلیسی دیگر به کشف معمای داستان بپردازد)؛ بلکه از آن شخصیتی میآفریند که باوجود داشتن هوش و درایت، خود نیز به جزیی از ماجرای معما بدل میشود و در آن حل میگردد و اینگونه تراژدی داستان را رقم می زند.
دستگاهی مخوف و مقتدر، مردی را به جاسوسی و مراقبت از یک نویسندهی روشنفکر میگمارد. مرد جاسوس به مقتضای شرایط جدیدش، رفته رفته تنها و خلوتگزین میشود. روزی درمییابد که مرد همسایه نیز مأمور مراقبت از اوست. سپس دچار این وهم میشود که مرد همسایه کسی نیست جز خود او. گویی انسان تنهایی است که مراقبت از خود را به عهده دارد و اگر دست از پا خطا کند، به دست خود کشته میشود.
آقای «آبی» کارآگاهی خصوصی است که مسئولیت تعقیب و زیر نظر گرفتن آقای «سیاه» را به عهده میگیرد.
آقای سفید که این کار را به او پیشنهاد داده است، آپارتمانی را در اختیار او میگذارد تا از آنجا به خانهی «سیاه» تسلط داشته باشد و او را ببیند.
آقای آبی به تماسی کوتاه با خانم آبی آینده اکتفا میکند و دیگر با او تماسی نمیگیرد. هر روز سیاه را زیر نظر میگیرد و تک تک حرکات او را به سفید گزارش میدهد. البته کمکم از این کار خسته میشود، زیرا کاری غیرعادی از سیاه نمیبیند.
روزی در خیابان با خانم آبی آینده روبهرو میشود و او را همراه مرد دیگری میبیند. زن بهمحض دیدن آبی، دچار خشم دیوانهواری میشود و به او حمله میکند. مرد همراه، زن را که دیگر خانم آبی آینده محسوب نمیشود، از آنجا دور میکند. آبی دچار خشم و اندوه میشود و حق را به زن میدهد.
مدتی بعد آبی با هیأتی مبدل، برای ارتباط بیشتر با سیاه، به جلوی ساختمان محل اقامت او میرود، خودش را گدایی پیر جامیزند و سیاه به او کمک میکند.
در دومین برخوردشان سیاه کنار او مینشیند و ساعتها با هم صحبت میکنند. آبی تصمیم میگیرد که در گزارشش به سفید از این جریان صحبتی به میان نیاورد. وقتی سفید در جواب به او مینویسد که: «چرا دروغ میگویی؟» شک آبی دربارهی ارتباط سیاه و سفید با هم و متحد بودنشان به یقین تبدیل میشود.
در برخورد بعدی با سیاه، آبی خود را نمایندهی فروش بیمه معرفی میکند و سیاه خود را کارآگاه خصوصی سیاه میگوید که مدتی است کسی را زیر نظر دارد و تعقیب میکند.
* دربارهی کتاب:
رمان ارواح دومین داستان از «سهگانهی نیویورک» مجموعهی سه رمان از نویسندهی پستمدرن آمریکایی است که بین سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ منتشر شد. هر یک از این سه رمان، داستان جنایی و شخصیتهای مجزایی دارند و فقط بهسبب مکان مشترکشان، این سهگانه را تشکیل دادهاند. این سه رمان عبارتاند از: «شهر شیشهای»(۱۹۸۵)، «ارواح»(۱۹۸۶) و «اتاق دربسته»(۱۹۸۷).
موقعیتهای خلاقانهای که «پل استر» در روند داستان ارواح پیش میگیرد؛ کارآگاه خصوصی را نهتنها بهعنوان مغزی متفکر و آگاه مطرح نمیکند (تا مشابه داستانهای کارگاهی-پلیسی دیگر به کشف معمای داستان بپردازد)؛ بلکه از آن شخصیتی میآفریند که باوجود داشتن هوش و درایت، خود نیز به جزیی از ماجرای معما بدل میشود و در آن حل میگردد و اینگونه تراژدی داستان را رقم می زند.
دستگاهی مخوف و مقتدر، مردی را به جاسوسی و مراقبت از یک نویسندهی روشنفکر میگمارد. مرد جاسوس به مقتضای شرایط جدیدش، رفته رفته تنها و خلوتگزین میشود. روزی درمییابد که مرد همسایه نیز مأمور مراقبت از اوست. سپس دچار این وهم میشود که مرد همسایه کسی نیست جز خود او. گویی انسان تنهایی است که مراقبت از خود را به عهده دارد و اگر دست از پا خطا کند، به دست خود کشته میشود.
Genres
Mystère