Descrizione
یک روز دخترک کوچک داستان ما که با پدر و مادرش در کنار جنگل زندگی می کرد سبد کوچکش را برداشت تا با اجازه پدر و مادرش به خانه مادربزرگ خود درآن طرف جنگل برود. او فکر کرد که از میوه های جنگلی هدیه ای برای مادربزرگ خود ببرد. پس از پر کردن سبد خود از توت فرنگی های وحشی، دخترک همراه حیوانات که پشت سر او راه افتاده بودند به طرف خانه مادربزرگش راه افتاد که ناگهان هوا طوفانی شد و باران شدیدی درگرفت و
Dettagli del libro
Formato
Brossura
Pagine
20 pagine
Lingua
Persiano
Pubblicato
gen 1, 2002
Editore
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان