설명
مگره، همچنان آرام، از دکه خارج شد. آقای گرانمزون را دید که جلوی کلیسا ایستاده بود و به اطراف خودش به گونهای نگاه میکرد که بدگمانی ساکنان دهکده را بر میانگیخت. سربازرس زمزمهکنان گفت: «فکری به ذهنم رسیده. بهتره کار رو تقسیم کنیم... شما طرف چپ، سمت مزرعهها رو بگردید... من هم سمت راست رو جستجو میکنم.» جرقهای در چشمهای مرد همراهش نظر او را جلب کرد. شهردار خیلی خوشحال بود و سعی میکرد نگذارد دیده شود.
책 세부 정보
형식
페이퍼백
페이지
200 페이지
언어
페르시아어
출판됨
Jan 1, 2014
출판사
جهان کتاب
판본
판본 82개
ISBN-10
6006732386
ISBN-13
9786006732381