Opis
اسکار پسر بچه ی ده ساله ای است که به دلیل بیماری سرطان روزهای پایانی بیماری اش را در بیمارستان می گذراند.
مادربزرگ (بانوی صورتی پوش) در کنار اسکار به او دلداری می دهد تا روزهای پایانی زندگی خود را با ایمان راسخ به خداوند بگذراند و به راحتی پذیرای سرنوشت محتوم هر انسانی که همان مرگ است، شود.
مادربزرگ از یک افسانه قدیمی برای قانع کردن اسکار استفاده می کند و با توجه به آن به اسکار می گوید که هر روز از دوازده روز باقی مانده از زندگی خود را ده سال تصور کند و به این ترتیب او صد و بیست سال زندگی می کند و این عمری طولانی برای انسان است.
مادربزرگ (بانوی صورتی پوش) در کنار اسکار به او دلداری می دهد تا روزهای پایانی زندگی خود را با ایمان راسخ به خداوند بگذراند و به راحتی پذیرای سرنوشت محتوم هر انسانی که همان مرگ است، شود.
مادربزرگ از یک افسانه قدیمی برای قانع کردن اسکار استفاده می کند و با توجه به آن به اسکار می گوید که هر روز از دوازده روز باقی مانده از زندگی خود را ده سال تصور کند و به این ترتیب او صد و بیست سال زندگی می کند و این عمری طولانی برای انسان است.
Szczegóły książki
Format
Miękka okładka
Strony
99 stron
Język
Angielski
Opublikowany
sty 1, 2013
Wydawca
صدای معاصر