Opis
مرد گفت: «ما مثل بقیهی شهرها هستیم، جز این که ما بینقص هستیم. نارضایتی ما را فقط کمال میتواند مهار کند. ما به دختری احتیاج داریم که ماشین کرایه دهد. یکی باید پشت پیشخان بایستد.» سسیلیا تهدید کرد: «من زندگیای را خواب میبینم که شماها ازش حسابی وحشت دارید.» مرد دست سسیلیا را چسبید. گفت: «تو مال مایی. تو همان دختری هستی که مال ما است و ماشین کرایه میدهد. آدم باش. کاری هم ازت برنمی آید.» سسیلیا گفت: «خواهیم دید.»؛
Szczegóły książki
Format
Miękka okładka
Strony
128 stron
Język
Perski
Opublikowany
sty 1, 2015
Wydawca
نیماژ
Wydania
Wydania: 5
ISBN-10
6003671351
ISBN-13
9786003671355