Bokdetaljer
Format
Inbunden
Sidor
518
Språk
Persiska
Publicerad
Jan 1, 2015
Förlag
چشمه
Beskrivning
یوساریان با خونسردی گفت «اونا میخوان منو بکشن.»
کلوینگر فریاد زد «هیشکی نمیخواد تو رو بکشه.»
یوساریان پرسید «پس چرا به طرفم تیراندازی میکنن؟»
کلوینگر جواب داد «اونا به همه تیراندازی میکنن. اونا میخوان همه رو بکشن.»
«خب چه فرقی می کنه؟»
میخواست بداند «اونا کیاَن؟ فکر میکنی مشخصا کی میخواد تو رو بکشه؟»
یوساریان بهش گفت «تکتکشون.»
«تکتک کیها؟»
«فکر میکنی تکتک کیها؟»
«هیچ تصوری ندارم.»
«پس از کجا میدونی که نمیخوان منو بکشن؟»
-از متن کتاب-
کلوینگر فریاد زد «هیشکی نمیخواد تو رو بکشه.»
یوساریان پرسید «پس چرا به طرفم تیراندازی میکنن؟»
کلوینگر جواب داد «اونا به همه تیراندازی میکنن. اونا میخوان همه رو بکشن.»
«خب چه فرقی می کنه؟»
میخواست بداند «اونا کیاَن؟ فکر میکنی مشخصا کی میخواد تو رو بکشه؟»
یوساریان بهش گفت «تکتکشون.»
«تکتک کیها؟»
«فکر میکنی تکتک کیها؟»
«هیچ تصوری ندارم.»
«پس از کجا میدونی که نمیخوان منو بکشن؟»
-از متن کتاب-