Bokdetaljer
Format
Pocketbok
Sidor
270
Språk
Persiska
Publicerad
Jan 29, 2017
Förlag
نفیر
ISBN-10
6009641624
ISBN-13
9786009641628
Beskrivning
رمان زیگورات دو داستان همزمان را دنبال میکند: یکی دنیای مدرن در شهر نیویورک و دیگری دنیای قدیم در چهار هزار سال پیش ساکنان اولیهی ایران زمین که هردو قصه با هم و در ارتباط با یکدیگر گفته میشوند و هردو جذابیت و لذت خاصی دارند
از متن کتاب: کسی؟! چه کسی؟ چه کسی میخواهد مشتی خاطرهی بیارزش روان در زندگی دو انسان معمولی را بداند؟ روزهای بیهیجان، گاه تند، گاه آهسته، گاه سرد و خاموش، گاه گرم اما بیحادثهای شنیدنی؟ چه کسی دوست دارد زیر و بم چنین رابطهای را بشنود؟ رابطهای چون رابطهی کودکی تهیدست در خانوادهای شلوغ و پر کودک با دیگر اعضای خانواده. برای چه کسی حتی بودن او اهمیت دارد؟ آمدنش، رفتنش، خوردنش و بزرگ شدنش؟
خانه در تاریکی نامعمولی فرو رفته بود. پردهها سراسر پنجرهها را پوشانده بود و ازمی، گربهی اویتا،بیقرار مینمود. دستی به سروگوشش مالیدم و چراغها را یکی یکی روشن کردم. چشمهایم را بر جای خالی پیانوی پرشورش، که مثل بیابانی در چنگ باد به جانم چنگ میانداخت، بستم و کوشیدم رقص نرم انگشتهایش را بر کلیدهای پیانو بیافرینم و به هشت قطعهی کریسلریانا او گوش بسپارم. آن شب بیآنکه پرده از رفتن ناگهانیاش بردارد، این قطعههای افسون کننده را با تمام جانش برایم نواخت
از متن کتاب: کسی؟! چه کسی؟ چه کسی میخواهد مشتی خاطرهی بیارزش روان در زندگی دو انسان معمولی را بداند؟ روزهای بیهیجان، گاه تند، گاه آهسته، گاه سرد و خاموش، گاه گرم اما بیحادثهای شنیدنی؟ چه کسی دوست دارد زیر و بم چنین رابطهای را بشنود؟ رابطهای چون رابطهی کودکی تهیدست در خانوادهای شلوغ و پر کودک با دیگر اعضای خانواده. برای چه کسی حتی بودن او اهمیت دارد؟ آمدنش، رفتنش، خوردنش و بزرگ شدنش؟
خانه در تاریکی نامعمولی فرو رفته بود. پردهها سراسر پنجرهها را پوشانده بود و ازمی، گربهی اویتا،بیقرار مینمود. دستی به سروگوشش مالیدم و چراغها را یکی یکی روشن کردم. چشمهایم را بر جای خالی پیانوی پرشورش، که مثل بیابانی در چنگ باد به جانم چنگ میانداخت، بستم و کوشیدم رقص نرم انگشتهایش را بر کلیدهای پیانو بیافرینم و به هشت قطعهی کریسلریانا او گوش بسپارم. آن شب بیآنکه پرده از رفتن ناگهانیاش بردارد، این قطعههای افسون کننده را با تمام جانش برایم نواخت