Description
راوی رمان گرسنه که با پرسه زدنش در شهر اسلو همیشه با چند نفر خاص مواجه میشود، هیچوقت از نگاه دیگران خارج نیست و دائم خودش را زیر ذره بین آدمهای اطرافش میبیند و به دنبال چارهای است که خودش را برای آنها موجه جلوه دهد. او که حتی در اوج گرسنگی و فقر حاضر میشود لباسهایش را گرو بگذارد تا برای پیرمردی که از او طلب پول کرده پولی فراهم کند، دائم باید برای رفتارش و حضورش در مقابل دیگران جوابگو باشد. در واقع حضور دیگران دلیلی میشود تا او به اعماق وجود خود برود و خود را از احساس گناهی مبهم تبرئه کند.