Description
بااینکه به همسایهی جدیدمان، خانم لوئل، اعتمادی ندارم، دعوت شامش فرصت مناسبی برای دوست پیداکردنمان است. خدمتکارش که در را باز میکند پیشبند سفیدی بسته و موهایش محکم پشتسرش جمع شدهاند. دقیقا میدانم جای او بودن چه احساسی دارد؛ اما نگاه سردش لرزی به جانم مینشاند...
خدمتکار لوئلها تنها چیز عجیب خیابانمان نیست. مطمئنم سایهی قامتی را میبینم که تماشایمان میکند. شوهرم دیروقت شب از خانه خارج میشود و وقتی زنی را میبینم که آنسوی خیابان زندگی میکند، حرفهایش تا مغز استخوانم را به لرزه درمیآورد: «مراقب همسایههات باش.»
آیا با نقلمکان خانوادهام به اینجا اشتباه وحشتناکی مرتکب شدم؟
فکر میکردم پنهانیترین رازهایم را پشت سر گذاشتهام؛ اما آیا این خیابان آرام حومهی شهر خطرناکترین مکان ممکن است؟
Book Details
Genres
Reviews
View AllI don't have a lot of feelings about this book. It was fun. I was twisty. It surprised me multiple times.The entire jealousy plotline got exhausting at one point and I just couldn't wait for the story to move forward, but I understand what the author was doing. I'm also extremely glad she didn't go where I was expecting her to go with the motive reveal, I was really scared.
9/10 ⭐️Це. Було. НЕЙМОВІРНО. Я не розумію, чому у цієї книги такий низький рейтинг. Дуже логічна і продумано завершена історія. Я у захваті, тепер буду рекомендувати цю частину іншим.