Description
زمان جنگ کبیر میهنی، در یک روستای قرقیز، همه مردان به جبهه رفته اند و پشت جبهه بچهها را برای شخم زدن زمین و نگهداری اسبها به کار گرفته اند. یکی از بچهها به نام سلطان مرات کارها را به عهده می گیرد، تا اینکه روزی اسب دزدان اسبهای آنها را میبرند. او به دنبالشان میرود و در راه دزدها به اسب او شلیک میکنند و اسب میمیرد. گرگی برای خوردن او میآید اما سلطان مرات اجازه نمیدهد گرگ به او نزدیک شود
[از سایت کتابناک]
نسخه انتشارات اندیشمند کپی نسخه قدیمیتری است که توسط انتشارات پروگرس چاپ شده است، اما نسخه انتشارات اندیشمند نام مترجم هم دارد.
[از سایت کتابناک]
نسخه انتشارات اندیشمند کپی نسخه قدیمیتری است که توسط انتشارات پروگرس چاپ شده است، اما نسخه انتشارات اندیشمند نام مترجم هم دارد.
Book Details
Format
Paperback
Pages
146 pages
Language
Persian
Published
Jan 1, 1976
Publisher
پروگرس