Description
تاکسی گرفتم و خانه که برگشتم، دیگر تقریباً نصفهشب بود. دوقلوها روی تخت بودند و حل کردن جدولِ هفتهنامهای را تمام کرده بودند. عینِ ورقِ کاغذ سفید بودم و بوگندِ مرغِ یخزده میدادم. لباسهایم را انداختم توی لباسشویی و جست زدم توی حمام تا مفصل و طولانی خودم را بشویم. بعدِ سی دقیقه بودن زیرِ آبِ داغ، حس کردم آمادهام دوباره به نوع بشر ملحق شوم، ولی حمام هم از شرِ سرمای منجمدکنندهای خلاصم نکرد که تا عمقِ وجودم نفوذ کرده بود.
دوقلوها بخاریِ گازی را از کمد درآوردند و روشنش کردند. پانزده دقیقه وقت برد تا لرزیدنم قطع شود؛ بعد پشتبندِ مدتزمانی کوتاه، یک کاسه سوپِ پیازِ کنسرویِ داغ خوردم.
گفتم «الان دیگه حالم خوبه.»
دوقلوها بخاریِ گازی را از کمد درآوردند و روشنش کردند. پانزده دقیقه وقت برد تا لرزیدنم قطع شود؛ بعد پشتبندِ مدتزمانی کوتاه، یک کاسه سوپِ پیازِ کنسرویِ داغ خوردم.
گفتم «الان دیگه حالم خوبه.»
Book Details
Format
Paperback
Pages
153 pages
Language
Persian
Published
Jan 1, 2015
Publisher
چشمه
ISBN-10
6002295593
ISBN-13
9786002295590