شب دوازدهم

شب دوازدهم

4.0 (1 рейтинги)
2010 · Персидский · Мягкая обложка · Изданий: 3
Добавить на полку

Оценить эту книгу


Экспортировать журнал книг

Описание

سباستیان و خواهر دو قلویش، ویولا، مانند دو قطره‌ی باران، شبیه هم بودند. آن‌ها موی قهوه‌ای روشن، چشمانی آبی آسمانی و لبخند دلربایی بر لب داشتند. زمانی که آن‌ها بچه بودند، گاهی اوقات ویولا لباس سباستیان را تنش می‌کرد و به نظر می‌آمد که سباستیان است و این کار هر کسی را گیج می‌کرد.
دو قلوها همیشه به هم نزدیک بودند. آن‌ها با هم بزرگ شدند و تقریبا با هم مردند. روزی کشتی‌ای که با آن سفر می‌کردند، به صخره‌ی خطرناکی خورد و در دریا غرق شد. ویولا به صندوق لباس سباستیان چنگ زد و خود را نجات داد. آب دریا او را به ساحل ایلیری برد.

Детали книги

Формат Мягкая обложка
Страницы 64 страниц
Язык Персидский
Опубликовано янв 1, 2010
Издатель ذکر
Издания Изданий: 3
ISBN-10 9643073386
ISBN-13 9789643073381

Жанры

Добавить на полку

Оценить эту книгу


Экспортировать журнал книг