Book Details
Format
Paperback
Pages
128
Language
Persian
Published
Jan 1, 2010
Publisher
هیلا
ISBN-10
6005639099
ISBN-13
9786005639094
Description
داستانی در ۲۳ فصل روایت دردناک نویسنده از ماجرایی است که مخاطب را تا انتها با خود میبرد. «مگر نمیخواهی خبرنگار بشوی؟ باید دستت روان بشود. ورز بیاید.» خندیدم. یعنی چه؟ مینشینم و سرم را به دیوار تکیه میدهم. به شیوا نگاه میکنم. شب سومی است که مینشینم، سرم را به دیوار تکیه میدهم و نگاهش میکنم. کار دیگری ندارم، جز نگاه کردن و فکر کردن. فریده خرّمی داستان نویس و مترجم است. پیش از این مجموعه داستان «پسرخاله ونگوگ» را نوشته و «لیزی دهن زیپی» و «قصههای شاهزاده خانم» را برای نوجوانان ترجمه کرده است.
بخشی از کتاب: «خوابم نمیبَرَد. دیشب هم خوابم نبرد. هنوز به صداهای اینجا، نور اینجا و تنگی فضایش عادت نکردهام. دیوارهای دور و برم چنان به هم نزدیکند، دستهام چنان سرد است و قلبم زیر فشار و سنگینی ناشناس چنان کند و بیصدا میزند که میترسم مرده باشم. . . . نمردهام، نفس میکشم و میتوانم چشمهام را باز و بسته کنم. پلکهام که سنگین میشود و روی هم میافتد، مردی از پشت بلندگو با فریاد کسی را صدا میزند. انگار چرخگوشت روشن شده است.»
بخشی از کتاب: «خوابم نمیبَرَد. دیشب هم خوابم نبرد. هنوز به صداهای اینجا، نور اینجا و تنگی فضایش عادت نکردهام. دیوارهای دور و برم چنان به هم نزدیکند، دستهام چنان سرد است و قلبم زیر فشار و سنگینی ناشناس چنان کند و بیصدا میزند که میترسم مرده باشم. . . . نمردهام، نفس میکشم و میتوانم چشمهام را باز و بسته کنم. پلکهام که سنگین میشود و روی هم میافتد، مردی از پشت بلندگو با فریاد کسی را صدا میزند. انگار چرخگوشت روشن شده است.»